الشيخ محمد جواد الخراساني

66

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

بسيار فرق دارد با آن وقتىكه بداند امامى نيست ، چنان‌كه ما حسّا مىبينيم كسانى كه جدا معتقد به او هستند و او را ناظر بر خود مىبينند مردمان ساكت و افتاده و متواضع و خاضع بىآزار و از معاصى و طغيان بركنارند . پس نفس اعتقاد بىاثر نيست و لو فرض شود كه وجود او بىفايده است . و ايضا صرف دانستن اين‌كه موجود است مايه دلگرمى و دلخوشى است در مقابل ابتلائات و حوادث ، چنان‌كه قوم موسى عليه السّلام بعد از علم به وجود او دلخوش و دلگرم بودند . و ايضا انتظار ظهور او مايه دلگرمى ديگر است و ايضا مهيا براى تضرع و زارى و دعا بر تعجيل فرج او مىشوند مانند قوم موسى عليه السّلام و ايضا در شدائد و گرفتارىها توسل به او مىجويند . و ايضا چون او بعد از انتظار بسيار ، ظاهر شود بيش‌تر مورد رغبت گردد و بهتر به او ايمان آورند و در نصرت او پايدارى كنند . ايضا چون سن او از همه بيش‌تر باشد و قديمىتر باشد باز بيش‌تر سبب ايمان به او گردد و ايمان به او عمومىتر شود و پير و جوان همه ايمان به او آورند . و صرف اعتقاد با عدم فايدهء وجودى چه‌بسا مطلوب حق باشد چنان‌كه به نص قرآن خداوند از پيامبران سابق و امت‌هاى ايشان ، پيمان بر ايمان به پيامبر خاتم صلّى اللّه عليه و إله و سلم گرفت با اين‌كه براى ايشان در آن وقت آثار وجوديه‌اى نداشت . و اما فايده در وجود او با غيبت ، چنان نيست كه شما از روى بىاطلاعى فرض كرديد كه بىفايدهء محض باشد ، بلكه فوايد او از نظر شيعه بسيار است . و جمله اين فوايد بر دو نوع است : نوعى عامه و نوعى خاصه ، مخصوص شيعيان و اين نيز بر دو نوع است : قسمى و براى نوع شيعيان و قسمى براى افرادى به‌خصوص . و اما فايدهء عمومى : يكى : آن‌كه اگر وجود حجت خدا نباشد زمين استقرار ندارد .